





|
|
|
|
|
سلام
طاها کوچولوی ما هم بالاخره وارد دومین سال زندگیش شد....هیچوقت فکر نمی کردم بچه های یک ساله اینقدر متوجه همه چیز بشن...واقعا گاهی از اینکه طاها چقدر خود به خود بعضی چیزا رو یاد میگیره متعجب میشم...از اینکه می بینم چقدر قشنگ کارای ما رو سعی می کنه تقلید کنه ذوق می کنم ...خلاصه که کلی بهش افتخار می کنم و عاشقشم...ببنید تواین عکس گل پسر مامان چقدر آقا شده...
راستی برای اونایی که عکسای تولد طاها رو خواسته بودندباید بگم که امسال چون تولد طاها با مراسم چهلم عموش یکی شده بود ما براش جشنی نگرفتیم...ایشالله سال دیگه که خودش هم بزرگتر شد و شادی و خوشحالی و جشن برات قابل درکتر بود حتما جبران می کنیم. اما از طاها عسلی بگم: * بیشتر چیزای مورد علاقشو با دست بهمون نشون میده و یه چیزای نا مفهومی(البته برای ما) در موردشون میگه بعد هم حتما دلش می خواد که بغلش کنیم و نزدیک وسیله مورد نظر ببریمش *وقتی دعواش می کنم، میاد نزدیکم و تو چشام با دقت نگاه می کنه و شروع می کنه به الکی خندیدن که یعنی مامانی داری باهام شوخی می کنی دیگه.... *کلاغ پر و لی لی لی حوضکو خیلی دوست داره و اگه سرحال باشه کلی می خنده *اولین کاری که صبحها بعد از بیدار شدن و نشتن انجام میده اینه که به وسایل توی اتاق که بهش یاد دادیم خطرناکه(اتو و بخاری) اشاره می کنه و میگه جیزه... * عاشق ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی شده، در طی مدتی که این دو تاوسیله روشنن کلی سرش گرمه و جلوشون می ایسته و هی با تعجب به ما نشونشون میده *چند وقت پیش مزه صابون حمامش رو هم چشید(تازه براش خریده بودیم با جعبه دادیم بازی کنه، نگو وروجک تونسته بازش کنه ) *از علاقه مندیهای جدیدش جورابه...اول باید براش در بیاریم بعد دوباره بپوشیم و این پروسه هی تکرار میشه تازه به جورابای خودش هم قانع نیست و تا پای ما هم جوراب می بینه باید درشون بیاره *دندون هفتمش هم در اومده (الان ۴ تا دندون بالا داره، ۳تا پایین) * نماز خوندنش خیلی دیدنیه...ضمن اینکه اصلا مهر سالم تو خونه ما پیدا نمیشه *یه چند باری جای وسایلو تو خونه عوض کردیم مثلا ساعت یا تابلو...طاها دائم با تعجب به وسیله مورد نظر اشاره می کنه که یعنی اِ...این چرا اینجا اومده
* اگه برای خونه تکونی و بیرون ریختن کابینتها و کمدها کمک خواستید گل پسر ما حاضره بیاد کمک البته فقط برای مرحله تکوندن و بیرون ریختن بعد از مرتب شدن باید سریع از محل برده بشه * خب دیگه پر کاربرد ترین وسیله خونه ما هم تو این روزا "جارو" است از انواع برقی و سارژی گرفته تا دستی و نپتون و صد البته اگه این جاروها کارشونو خوب انجام ندهند جارو کوچولوی خونه ما شروع به کار می کنه و همه چیزو از رو زمین می خوره
راستی به خاطر یکی دو باری که طاها موقع خوردن قطره آهن اذیت کرد ، دندوناش یه مقدار سیاه شده بود، از عمه ام که دندون پزشکه در موردش سوال کردم که گفت این قطره های آهن علاوه بر سیاه کردن دندونها باعث پوسیدگیشون هم میشن ، خلاصه الان دو دلم که آیا به دادن این قطره ها ادامه بدم یا نه یا اینکه روی برنامه غذایی طاها بیشتر وقت بذارم تا آهن کافی بهش برسه؟؟ راستی بچه ها تو این سن از قرص آهن نمی تونن استفاده کنند؟ من گاهی واقعا مامان بدی میشم و بعدشم کلی عذاب وجدان میگیرم نمی دونم چرا بعضی وقتا اینقدر آستانه تحملم میاد پایین و حسابی از دست طاها و کاراش عصبانی میشم...وای بعدش خودمم خیلی ناراحت میشم مخصوصا مواقعی که کم خوابیهای ممتد روم فشار میاره، خیلی هم لاغر شدم از وزن قبل از بارداریم هم کمتر یعنی ۴۸ کیلو ! فکر کنم توان جسمیم هم خیلی کمتر شده یکیش بعضی شبا موقع خوابه...من هنوز با خوابیدن طاها مشکل دارم حتما باید شیر بخوره تا خوابش ببره و این پروسه شیر خوردنش قبل از خواب گاهی خیلی طولانی میشه و به محض اینکه شیر دادنو قطع کنم، دوباره بیدار میشه ...همینطور دو سه باری که نصفه شب بیدار میشه اگه بهش شیر ندم یا مثلا بخوام با شیشه یا لیوان آب یا شیر بدم، آنچنان گریه هایی میکنه که با خودم میگم که الانه که همسایه ها صداشون در بیاد و دوباره باز همون پروسه شیر خوردن شروع میشه. متاسفانه باباحمید هم سعی می کنه تو این زمینه کمک کنه اما طاها وقتی خوابش بیاد فقط منو میشناسه. منتظر یه فرصت مناسبم که این عادتو از سرش بندازم...خدا کنه موفق بشم این هم عسل کوچولوی ما در حال خواب:
در آخر هم از همه دوستای خوبم که تولد طاها رو تبریک گفتند تشکر می کنم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 14:40 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت 10:15 توسط مریم
|
|
||